محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

536

اكسير اعظم ( فارسى )

آب گرم يا ماء الشيوع سكنجبين و نمك يا آب سرمق و يخ خرپزه منع سكنجبين يا آب خبازى يا بقله‌ى او و يا قى كنند بعد خوردن ماهى تازه يا لوبيا و باقلا و خرپزه چون عقب آن سكنجبين و نمك و آب گرم بنوشند و تنقيه‌ى معده و تنظيف آن به استقصاى قى نمايند و بعد از آن جلاب و آب انار يا شربت انار منعنع يا شربت غوره يا رب سيب بدهند سيد و يوسف مىنويسند كه اگر سبب قى طعام‌هاى ناموافق بود قى بايد كرد به سكنجبين و آب گرم تا آنكه معده از آن طعام پاك شود . و اگر چرب بود بعد قى چيزى سرد خورد و معده را به شربت پودينه قوت دهند . و اگر طعام گرم بود بعد از قى شربت ليمون و شربت انار خورد و جمله آنچه موافق مزاج و حال بود بدان علاج كنند . و اگر از طعامى كه خورده باشد غثيان خيزد و قى نتواند كرد بايد كه طعام زياده خورند تا معده پر شود قى كردن آسان گردد و ماده با طعام برآيد . عيسى گويد كه نظر كنند اگر تهوع و غثيان عقب طعامى كه آن را كيفيت مغيثه باشد حادث شود از آنچه مسكن غثيان و مقوى معده بود بخورند و او آن است كه جامع قبض و عطريت باشد مثل به و امرود و سيب و اين همه بار داند و يا مثل مصطكى و نعنع خشك و دارچينى و اين همه حاراند پس اگر غثيان ساكن نشود به شرب آب گرم قى آورند تا آنكه معده تنقيه يابد . ابن الياس و خجندى مىنويسند كه اگر سبب غثيان كثرت تناول غذا باشد قى به آب گرم و غسل و شبت و تخم خرپزه كنند و بعد قى جوارش مصطكى يا عود عنبر تناول نمايند . و اگر سبب او غذاى ردى الكيفيت باشد ايضاً قى به آب گرم و سكنجبين و ديگر مقيات كنند بعده تقويت معده به شربت انار منعنع و شربت حصرم و ريباش شربت به و ليمو و نارنج هرچند از اينها ميسر آيد به گلاب ده درم در آب برف حل كرده اگر زمانه‌ى تابستان باشد بدهند و يا صبح تنقيه‌ى معده به قى سكنجبين سفرجلى ده درم به گلاب و آب برف و يا آب انارين به شحم افشرده سه اوقيه به شكر سفيد ده درم بنوشند و غذا مزوره زرشك يا انار يا حصرم بخورند . طبرى گويد كه اگر قى از فساد كيفيت طعام يا از كثرت كيت آن باشد پس در فساد كيفيت اصلاح كيفيت و كميت و تقويت معده نمايند و در كثرت كميت اصلاح كميت و ميل به اغذيه‌ى سريع الانحدار كنند و جميع آن در به آب سوء الهضم مذكور شد ايضاً او مىنويسد كه نوعى از قى غريب است كه مردمان فربه را حادث شود و او آن است كه كثرت شراب كنند و شكم پر نمايند و آن مزاحمت به حجاب معرض و حجاب ريه رساند و بدان سبب نفس تنگ گردد و چون امتلا شود ضيق نفس بسيار گردد و طبيعت اراده‌ى راحت كند و ريه فسحت جويد پسر هر دو دفع كنند چيزى را كه در معده فم معده است به طريق دفع اذيت پس انسان بعض طعام قى كند و بعض باقى مانده بدن بدان اغتذا نمايد و علاجش تقليل غذا است و استعمال رياضت و كدو ميل تغذيه‌ى اشياى مجففه مثل سركه كهنه نان خشك و طباهمه متخذ از صدور تيهو ناشف و استفراغ رطوبات دائم از معده به اين حب نانخواه زيره‌ى كرمانى و كرويا و انيسون و هليله سياه هر واحد يك درم نمك نفطى نيم درم مصطكى سه درم صبر سقوطرى مثل جميع ادويه همه ادويه را سائيده به آب برگ ترنج بسرشند و هر حب از آن به وزن دو دانگ فضه و تا نيم درم بسازند و يك حب عقب طعام بخورند كه آن هر روز يك مجلس حاصل طبيعت كند از رطوبات لزجه و تقويت معده نمايد عنف و ضعف نيارد اين حب معروف و به حسب ذهب از تأليف فيطرست . علاج قى و تهوع و غثيان از بحران و قى بحرانى و گاهى محمود در كيفيت و كميت آن گاهى مذموم در آن هر دو مىباشد اما قى محمود آن است كه خروج او اسراف ننمايد و از نوعى باشد كه از آن تنقيه‌ى بدن سزاوار بود و اما مذموم در كميت آن است كه مفرط باشد و در كيفيت چون سوداوى يا ز بخارى يا كراثى بود زيرا كه اين الوان بر شدت احتراق و فساد اخلاط دلالت مىكنند . بالجمله قى بحرانى را تا كه قوت بر جاى بود و مريض بدان راحت يابد قطع نكنند بلكه با سكنجبين و غيره اعانت طبيعت بر قى نمايند تا بدن پاك گردد مگر آنكه افراط نمايد و ضعف آرد پس در آن وقت نگاه كنند كه كدام خلط بيرون مىآيد و حسب آن ماده علاج كنند و بهر تسكين در تپ شربت نيلوفر و گلاب و در غير آن شربت انار و پودينه دادن بعد قى استوده‌اند . علاج قى و تهوع و غثيان از ديدان يا در دو حيوان ديگر بر معده قتل و اخراج آن نمايند و آنچه در بحث ديدان مسطور گردد استعمال كنند و اين دوا جهت قى و غثيان و تهوع و كرم شكم و به هم رسانيدن اشتها عوامل دهند مجرب نوشته‌اند و اما ليسفر عطف هندى فلفل سياه نمك نار قيصر هر يك نيم درم دارفلفل زيره‌ى سياه صعتر شيطرج سماق دارچينى هر واحد يك درم سعد ابهل گشنيز خشك هيل سكنجبين از هر واحد يك نيم درم انار دانه‌ى ترش نه درم و نيم نبات چهارده درم كوفته بيخته تا دو درم تنها يا با چيزى مناسب بدهند . تعليم : [ علاج قى شديد ] قى شديد كه به او عارض شود اگر سبب آن زيادتى نوشيدن شير باشد شير كمتر دهند و تقويت معده نمايند . و اگر به سبب اجتماع بلغم و يا انصباب صفرا در معده بود علامت هر واحد خروج هر يك در قى باشد و علاج آن مذكور شد سبك تر از آن بايد كرد و تضميد معده نمايند . و ايضاً در بلغمى نيم دانگ قرنفل مثل غبار بسايند و تنها يا به آب سيب شيرين